ریحانهریحانه، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

عشق مامان و باباش

عکسای ماه پنجم ریحانه جونی

کلاه و شالگردنی که بابابزرگم برام خریده الهی مامان فدات بشه وقتی تلویزیون میبینی انقدر ناااااز میشی خوش خنده مامان  تو این ماه دخمل نااازم یاد گرفته برگرده اینم مدل خوابیدن این ماه دخملییییییی ...
29 دی 1393

تاسوعا و عاشورا

دوباره بین خاطره های دختر خوشگلم وقفه افتاد شرمندهههههه دختر ناز من هر روز که بزرگتر میشی شیرین و شیرینتر میشی مامانی فدات بشه  که خوب بلدی خودتو تو دل همه جا کنی. عشق مامان برای تاسوعا و عاشورا تصمیم گرفتیم با بابایی که بریم شمال  بخاطر شما خوشگل خانوم  اینبار دیگه با اتوبوس نرفتیم با دایی بابایی هماهنگ کردیم و باهاشون رفتیم شانس تو اینبارم خیلی تو راه بودیم و حسابی خسته شدیم مخصوصا فسقلی من که کلافه شده بود  بالاخره رسیدیم و باباجوون اینا کلی از دیدنت خوشحال شدن شب تاسوعا بخاطر اینکه هوا خیلیییییی سرد بود و نمیخواستیم که خدایی نکرده مریض بشی بیرون نرفتیم اخه شمال خیلی سرد شده بود تاسوعا  روزش خوب بود ...
24 آذر 1393

بدون عنوان

مامانی من دارم گریه میکنماااااا باز داری عکس میگیری؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! مامانی دیگه خوابم برد بسه    ...
16 مهر 1393

3 ماهگی

خوشگل خانوووم عزیز دلم مبارکه 3 ماه تم تموم شد و رفتی تو 4 ماه خدارو شکر ...
16 مهر 1393

3 ماهگی

خوشگل خانوووم عزیز دلم مبارکه 3 ماه تم تموم شد و رفتی تو 4 ماه خدارو شکر ...
16 مهر 1393

بدون عنوان

عزیز دلم قشنگ خانووووم حسلبی برای خودت خانومی شدیااااااا حسابیهم شیطون شدی مامانی فدات بشه که نمیتونه بغلت کنه آخه حسلبی سرماخوردم و بخاطر اینکه شما مریض نشی مجبورم که زیاد به خودم نزدیکت نکنم . واااااااااااااااااااااااااااااای چقدر سخته  دوست دارم بغلت کنم فشارت بدم بدنتو بو کنم بوست کنم ولی حیف که نمیشه  همش بخاطر خودته مامانی ایشالا که دخمل خوشجلم مریض نشه     ...
16 مهر 1393