ریحانهریحانه، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

عشق مامان و باباش

واکسن 6 ماهگی و اولین امتحان مامانی

1393/10/29 22:18
نویسنده : Sara
399 بازدید
اشتراک گذاری

1393/10/04

این ماه امتحانای مامانی شروع شد و همزمان شد با واکسن 6 ماهگیت فرشته کوچولو که درست روز قبل از اولین امتحان واکسنو زدیم  و کلی گریه کردی ولی خداروشکر بعد از بغل کردنتو حرف زدن باهات اروم شدی  چون اول واکسنو زدن بعد قد و وزن گرفتن مجبور شدیم بمونیم و دخمل مظلوم من دیگه صداش در نیومد الهییییی مامانش فداش بشههههه.محبتبوس

غروبش دوتایی رفتیم خونه بابا بزرگی تا موقع امتحان شما رو پیش بابا جون بزارم و برم  امتحانمو بدم شبش کلی اذیت شدی شنیده بودم که واکسن 6 ماهگی سنگینه و اذیت میکنه و همینجوری شد و شما خوشجل خانومی هم قطره استامینوفنتو نمیخوردی تا جلوی بالا رفتن تبتو بگیره و اون شب نتونستم درس بخونم یعنی دلم نمیومد تورو با اون حال تنهات بزارم شانسمون بابایی هم پیشمون نبود و تا صبح مامان جون و بابا جون و دایی بیدار بودن  چون همش گریه میکردی و کلافه بودی شانست اولین دندونتم سر زد که درد و کلافگیتو دو برابر کرده بود.گریه

تا صبح بالا سرت بودم و پاشویه میکردم و مدام تبتو چک میکردم  تا خدایی نکرده خیلی بالا نره شبو همینطور گذروندیم تا صبح که باید میرفتم امتحان بدم و عشق مامانی تازه خوابش برده بود داشتم میرفتم خیلی ناراحت بودم که باید تنهات بزارم خلاصه رفتمو بعد از امتحان سریع اومدم خونه و باباجون گفت خانوووم خوبی بودی و اذیت نکردی از بس که گلی فدات بشم .

پسندها (1)

نظرات (1)

محمد
29 دی 93 22:38
سلام با مطلب زیر بروزم ... یافته‌های این تحقیق نشان داد مراقبت و توجه‌های اولیه به کودک در ماه‌های اولیه زندگی از موفقیت آنها در بزرگسالی خبر می‌دهد ادامه مطلب ... به منم سر بزن.
Sara
پاسخ
سلام ممنون که بهم سر زدی چشم حتما