بدون عنوان
بابا جوونی(بابای بابا) اومد پیشمون 2 روز موند خیلی خوشحال بود و کلی نازت کرد ولی بخاطر اینکه مامان جوون نیست تا تو رو ببینه ناراحت بود.بابا جون خیلی زود رفت آخه براش سخته تو آپارتمان و شلوغی تهران بمونه، ریحانه جون خاله ی بابایی و سوگند و مصطفی بخاطر کمک به ما چند روز خونمون موندن و کمک حال مامان جووون بودن دستشون درد نکنه کلی به زحمت افتادن وقتی داشتن میرفتن برای ما سخت بود چون خیلی بهشون عادت کرده بودیم .
الهی بمیرم مصطفی کوچولو هم مریض شده بود مجبور شدن زودتر برن ایشالا که زودی خوب بشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
