ریحانهریحانه، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

عشق مامان و باباش

اولین سونوگرافی

امروز وقتی رفتم برای سونوگرافی تا مطمئن بشم که مامانی شدم کلی استرس داشتم .صبح با شوشو رفتیم برای سونوگرافی و باید کلی آب میخوردم تا انجام بدن. کلی معطل شدیم تا نوبتمون بشه ولی شوشو رو داخل راه ندادن. منم با کلی استرس رفتم داخل وقتی خانوم دکتر گفت مامان شدم و قلبشم تشکیل شده انگار که دنیا رو بهم دادن دلم میخواست از خوشحالی جیغ بکشم وقتی به شوشو گفتم خیللللللللللللللییییییییییییی خوشحال شد تا شب کلی با هم حرف زدیم برای نی نی خوشگلم برنامه ریزی میکردیم.   ...
5 مرداد 1393

بدون عنوان

الان که دارم این خاطراتو مینویسم دختر خوشجلم یک ماه و 3 روزشه  میدونم که خیلی دیره ولی از روزی که فسقلیه مامان اومد تو شکمم تو دفتر نوشتم حالا میخوام اونا رو اینجا تایپ کنم  تا دختر خوشجلم بعدها بخونه
5 مرداد 1393